مجربات بنونوتوس از آثار عربي اقتباس شده، و احتمالاً از ترجمههاي لاتيني آنها، همچنين تا حدودي بر پايهٴ تجربههاي شخصي موٴلف است. او نوعي داروي چشم را توصيف ميكند شامل توتيا و اكسيد سرب ناخالص و شراب، براي استفاده در موارد پيدايش گلمژه.
نخستين چاپ مجربات چشم پزشكي1 در 1474، در فرارا صورت گرفت، كه نخستين كتاب چاپي در اين باره بود، و احتمالاً كتاب
اخلاق چشم پزشك پييرليموژي2 (اوگسبورگ 1475) كتاب بعدي، ولي آن را نميتوان رسالهٴ چشمپزشكي بهشمار آورد (
¿ يادداشت اين جانب دربارهٴ پكهام).
زاكارياس3
پزشك لاتيني كه در سدهٴ دوازدهم، ميزيست. احتمالاً در سالرنو تحصيل كرد. ممكن است در زمان مانوئل اول كومنني (امپراتور از 1143 تا 1180)، در قسطنطنيه ساكن شد. رسالهاي در باب بيماريهاي چشم بهزبان لاتيني، در دو يا سه كتاب نوشت (كه سومي احتمالاً جعلي است). براي اين او را در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، قرار دادم تا به بنونوتوس گرافيوس نزديكتر گردد. چون به نظر نميرسد اثر او موٴخر بر رسالهٴ بنونوتوس باشد.
داوود ارمني4
احتمالاً در سدهٴ دوازدهم، در جنوب ايتاليا ميزيست. رسالهاي در باب بيماريهاي چشم نوشت5 كه از عنوانش معلوم ميشود اقتباس از آثار عربي است. با اين حال ترجمهٴ كتابالمنتخب عَمّاربن علي (نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم)، نيست.
بيمارستانهاي قرون وسطا
فكر ايجاد تأسيساتي كه در آنها مراقبت جمعي، نه فقط براي بيماران، براي سالخوردگان، براي شلان، لالان، كران و كوران، براي غريبان، و حتي كساني كه بيماري رواني دارند ــ مثلاً زنان ابله ــ عرضه شود، اين فكر شريف قطعاً يك فكر مسيحي است. پيش از مسيح، مردم خيرخواه وجود داشتند، و حتي سازمانهاي خيريه هم بود، ولي اين روح مسيحيت بود كه نخستينبار، خانههاي